سيد صادق سجادى

34

تاريخ برمكيان ( فارسى )

مىگردد « 1 » . در منابع اسلامى نوبهار را عموما به معناى بهار نو يعنى فصل جديد بهار دانسته‌اند . به نقل از ابن ازرق كرمانى ، از مهمترين راويان اخبار برامكه ، آورده‌اند كه در بلخ بنا بر رسوم محلّى چون بنايى برمىآوردند يا درى نو مىگشودند ، آن را با اولين ريحانى كه در آن سرزمين مىروئيد زينت مىدادند . وقتى معبد معروف را ساختند ، بهار شد و ريحان روئيد و معبد را بدان آراستند و آن را نوبهار خواندند . به همين مناسبت در متون عربى آن را « الربيع الجديد » ترجمه كرده‌اند « 2 » . گزارش بلخى هم با اشاره به روايت ابو عبد الرحمان عبد الله ابن شوذب محدث بلخى ، كه « چون سال شمسى نوگشتى ، از طخارستان و خراسان و . . . اكابر آن بلاد بدين شهر آمدندى و هفت روز عيد كردندى به موضع نوبهار » ، نشان مىدهد كه به اعتقاد بعضى نويسندگان تسميهء آن با فصل بهار مرتبط بوده است « 3 » . از سوى ديگر احتمال دارد پيش از اين معبد ، پرستشگاه ديگرى موسوم به « بهار » وجود داشته و چون اين يكى را برآورده‌اند آن را « نوبهار » ناميده‌اند . چنان كه از وجود معبد « شاه‌بهار » كه جايگاه بتى بوده ، از روزگار فضل بن يحيى خبر داريم كه به دست او ، در قلمرو كابلشاه در حدود بلخ و باميان ، فتح شد « 4 » . اين روايت نشان مىدهد كه اولا « بهار » بر معبد اطلاق مىشده ، و ثانيا اطلاق اين نام بر اين مراكز رايج بوده و « بهار » هاى متعدد وجود مىداشته و برخى از آنها در قرون بعد هم پاى بر جا بوده است مانند شاه‌بهار غرنه كه بيهقى از آن ياد كرده است « 5 » . دربارهء بانى نوبهار ، روايات موجود غالبا داستانى است . دقيقى آورده كه چون لهراسب از سلطنت كناره گرفت در نوبهار سكنى گزيد : چو گشتاسب را داد لهراسب تخت * فرود آمد از تخت و بربست رخت به بلخ گزين شد بدان نوبهار * كه يزدان‌پرستان آن روزگار « 6 » و چون بناى بلخ نيز منسوب به اوست ، احتمال داده‌اند كه نوبهار را نيز وى ساخته باشد . در حالى كه بعضى گزارشها بناى معبد را به بلخيان و فرمانروايان محلّى آن نواحى

--> ( 1 ) . فتحنامه سند معروف به چچ‌نامه ، صص 42 ، 44 . ( 2 ) . ابن فقيه ، 617 ؛ نيزنك : ياقوت ، بلدان ، 4 / 818 - 1817 : البهار الجديد . ( 3 ) . فضايل بلخ ، 18 - 46 . ( 4 ) . طبرى ، 8 / 259 ، يعقوبى ، بلدان ، 56 - 58 . ( 5 ) . بيهقى ، 255 ، 270 . ( 6 ) . ديوان دقيقى ، ص 49 .